تبليغاتX
سيد بابا
بنی آدم اعضای یکدیگرند .


ابتدا  او را ندیدم چون که در افکارم غرق شده بودم و داشتم فکر می کردم . ایکاش .... !
 ناگهان صدای پر از درد را شنیدم می گفت پسرم .. برگشتم در شلوغی پیاده رو در میان آن همه رنگ و لعاب پیرزنی را دیدم که در گوشه پیاده رو ایستاده بود و چادری خاکی بر سر داشت از نوع ایستادنش معلوم بود که کوله باری از خاطرات همراه دارد و حتی می شد از روی چادر هم فهمید که بسیار نهیف است .
نزدیک شدم و نگاهی به او انداختم دلم سوخت ، تمام ایکاش ها از ذهنم پاک شد ، پیرزن ملتمسانه گفت پسرم به خاطر خدا کمک کن ... ! دستم را در جیبم کردم و مقداری پول به او دادم در حالی که بغض گلویم را گرفته بود و اگر غرور اجازه می داد شاید گریه می کردم .
پیرزن پول را گرفت و دعایم کرد که خدا هر چه می خواهی به تو بدهد .
در راه فقط به پیرزن فکر کردم به گذشته های دور زمانی که او کودک بود با آروزهای فراوان ، به زندگیی که می توانست انتهای آن این گونه نباشد ، به خودم به آینده ام ! آیا ... ؟
با خود اندیشیدم که چرا فقیر و جود دارد؟!
شاید خدا خواسته که فقر وجود داشته باشد تا عده ای خوشبخت باشند و عده ای بدبخت! عده ای ثروتمند و عده ای فقیر ! اما این درست نیست خدا ارحم راحمین است ، خدا مهربانتر از مادر است ، خدا تنها حامی مستضعفان است و چه بسیار افرادی را نجات داده در حالی که تمام عالم خواسته اند او را نابود کنند .
اما نه انگار مشکل در جای دیگری است اشکال در عبدالله است ! عبداللهی که امروز عبدالحرص شده ، عبداللهی که امروز عبدالثروت شده ، عبداللهی که امروز عبدالقدرت شده عبداللهی که امروزعبدالحزب شده عبداللهی که امروز....
پس فقر هست چونکه حرص و آز است ، فقر هست چون گذشت نیست ، فقر هست چون مهر و محبت نیست ، فقر هست چون که آدم ها فقط به دنبال پول هستند ، فقر هست چون ....
به خودم فکر کردم ، از خودم دلگیر شدم و خودم را عتاب کردم ، ناگهان یاد شعر سعدی افتادم که بر سر در سازمان ملل هم نوشته شده :

                 بنی  آدم  اعضای  یکدیگرند             که در آفرینش ز یک گوهرند
                 چو عضوی به درد آورد روزگار          دگر  عضو ها  را  نماند  قرار

اما آیا واقعا این طور است ، آیا ما به فکر همنوع خود هستیم ؟ آیا تا به حال از کسی دستگیری کرده ایم.
خدایا مرا ببخش که عبدالله بدی هستم ! و کمکم کن ،که در راه بندگی تو بکوشم و عبدالله خوبی باشم.

2 نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط سيد محسن  | 

فقط به فکر خود باشید !

عرصه سیاسی از دیر باز دو قطبی بوده است ، یا چپ یا راست و در هر دوره ای معانی این چپ و راست تغییر کرده است ، یا راست چپ کرده است ویا چپ راست کرده اما فضای دو قطبی حفظ شده است ، در این زمان انقلاب اسلامی با ارائه الگویی برتر در عرصه جهانی این تعابیر را دست خوش تغییر کرد و الگویی برتر را به جهان بشریت عرضه کرد و آن هم بازگشت به اسلام و دستورات خداست.

اما جریانات سیاسی ایران نیز از همان ابتدا  بر پایه همین دو قطبی استوار گردید! (که جای تامل دارد) و در هر دوره ای نامی جدید برای خود برگزید و امروز از این دو قطبی با نام های اصولگرا و اصلاح طلب یاد می شود.

عده ای پرچم دار اصلاح طلبی شدند و عده ای پرچم دار اصول گرایی ، اما این دو واژه هنوز برای عامه مردم سقیل و ناشناخته است. نه از این بابت که نمی دانند اصلاح چیست و اصول کدام است ، بلکه  منش و رفتار سیاسون  یک پارادوکس در ذهن مردم ایجاد کرده است . انسان های شریفی که دلبسته و پیرو انقلاب اسلامی ،امام و رهبری گرانقدر هستند و اصلاح طلبی و اصولگرایی را با معیار هایی می سنجند که در چارچوب انقلاب اسلامی ، آرمان های امام خمینی و منویات امام خامنه ای قرار داشته باشد.

اما گویا اصلاح طلبی و اصولگرایی ابزار بهره برداری سیاسی شده است ، و می توان گفت در عرصه سیاسی کشور نه اصلاح طلب واقعی و جود دارد نه اصولگرای حقیقی ، مدعی اصلاح طلبی با شمشیر اصلاح و شعار ظاهری حفظ جمهوریت در صدد حذف اسلامیت است و مدعی اصولگرایی با شعار پا فشاری بر اصول انقلاب ، غریبه هایی را بر پست های حساس می نشاند که بویی از اصول انقلاب نبرده اند!

حال در این عرصه ای که برای مدعیان نه اصول، اصول واقعی است!و نه اصلاح ، اصلاح حقیقی ! ،باید چه کرد ؟ و ریشه مشکل را در کجا یافت ؟

ویا شاید اینان یک شبه اینگونه شدند ؟(که قطعا اینگونه نیست) و یا شاید ما با چهره ای پیچیده از نفاق روبرو هستیم که اینگونه خود را عرضه کرده است ، "الله اعلم"نمی دانم اما....
من می گویم ریشه تمام این مسائل در خود است ! خودی که در گذر ایام رها شده و از توجه به آن غافل شده ایم . "خود نه به معنای منیت و من بودن" ، بلکه به معنای خود سازی و شروع از خود تا رسیدن به خدا "من عرفه نفسه فقد عرفه ربه"

اشکال در خود است ، در خودی که بدون اصلاح وجود گام در راه اصول می گذارد و یا خودی که بدون توجه به اصول به اصلاح دست می زند.اولی می شود بابیت ، بهائیت ، حجتیه و...دومی می شود لائیک، لیبرال ، کمونیست و ...، و این هر دو گروه از رحمت خدا دورند و قطعا همدم شیطانند.

آنگاه این دو می شوند دو لبه قیچی که اصلاح و اصول را از هم جدا می کنند و می شوند سکولار و اینجاست که یا باید سیاستمدار باشی یا دیندار!

اما چه باید کرد؟راه چیست؟و چاره کدام است؟ این سوالی است که هیچگاه نباید از آن غافل بود.

من می گویم! شروع از خود است ، باید دست به اصلاح وجود زد و اصول را تمام قد در خود به ظهور رساند . باید همواره مواظب خود باشیم ، باید همواره راه و هدف را چک کرد ، باید اصول و اصلاح را توامان داشت تا سعادتمند شد. سیره بزرگان نیز همین است ،چله ها می گرفتند ، در جهت اصلاح نفس گام بر می داشتند و همزمان به مطالعه آفاق و انفس می پرداختند ، در دل شب به آغوش محبوب پناه می بردند و به راز ونیاز با مبدا هستی می پرداختند و در طول روز در اجتماعات مردمی شرکت می کردند و بدنبال رزق حلال و کسب طیب بودند و در اتفاقات اجتماعی غافل نبوده بلکه در جهت اصلاح امور اجتماع کوشا و فعال بودند.
آنها باور داشتند و باور دارند که راه رسیدن به خدا از خود است ، و آنگاه است که دیگر خودی وجود ندارد و هر چه است، اوست . آنگاه است که  "اصول چارچوبی می شود که اصلاح باید در آن چارچوب انجام شود" و  "اصلاح می شود رفع کمبود و نقض بر پایه اصول " .

پس باید به دنبال خود گشت و خود را یافت ، لذا که همه چیز در خود نهفته است .


تذکر به خود : اندک اندک آخرین روزها و لحظات میهمانی خدا نزدیک می شود ، هنوز فرصت هست ، هنوز می توان تصمیم گرفت و شروع کرد و باید شروع کرد ، و برای شروع باید به اصلاح درون پرداخت و خود را به زیور اصول آراست.

التماس دعا  

2 نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط سيد محسن  | 

تحریف وقایع انقلاب اسلامی توسط "میرحسین موسوی"

به نقل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

یك راوی و رزمنده دفاع مقدس با توجه به صحبت های میر حسین در مناظره با احمدی نژاد پیرامون تاریخ دفاع مقدس در وبلاگ خود نوشته است: نخست وزیر دهه 60 جمهوری اسلامی در مناظره تلویزیونی خود بامحمود احمدی نژاد، اظهاراتی كرد كه تا به امروز، به دلایل بسیار از سوی طیف فكری ایشان مورد حذف و سانسور قرار گرفته است.

حمید داودآبادی، نویسنده دفاع مقدس، در جدید‌ترین پست وبلاگ خود، مطلبی را با عنوان «تحریف وقایع انقلاب اسلامی توسط "میرحسین موسوی "» منتشر كرده است.

برپایه این گزارش در این مطلب آمده است:


"میرحسین موسوی " نخست وزیر دهه 60 جمهوری اسلامی كه نقشی مستقیم و تاثیر گذار در 8 سال جنگ تحمیلی داشت، در مناظره تلویزیونی خود با "محمود احمدی نژاد " رئیس جمهوری اسلامی ایران، اظهاراتی درباره بخش بسیار مهمی از تاریخ دفاع مقدس ایراد كرد كه تا به امروز، به دلایل بسیار از سوی طیف فكری ایشان مورد حذف و سانسور قرار گرفته است.

البته آقای میرحسین به خیال خود، با زیركی خواست تا با ذكر خاطره ای منسوب به حضرت امام خمینی (ره)، مسئله هولوكاست را كه در سال های اخیر توسط دكتر احمدی نژاد مطرح شده و آتش به خرمن صهیونیست ها زده، رد كرده و ادامه مقابله با تحركات صهیونیست ها را بی فایده جلوه دهد!

*آنچه مطرح شد

میرحسین موسوی مدعی شد:


"من جا دارد كه یك خاطره ای از حضرت امام دراینجا نقل بكنم.
یك موقعی اسراییلی ها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و در داخل كشور همه به این اتفاق رسیدند كه ما باید نیرو بفرستیم و به اصطلاح اسراییلی ها را بیرون كنیم و كنار لبنانی ها بجنگیم.
آن موقع "شهید همت " هم قرارشد كه رییس لشكرهایی باشد كه قراربود بفرستند. نیروهایی را هم پیشاپیش اعزام كردند كه درلبنان بررسی كنند این نیروها باید در كجا مستقربشوند.
آن شبی كه فردایش قرار بود نیروها فرستاده بشود، بیاد دارم كه جلسه روسای سه قوه بود و شهید همت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند كه خیراست این بحث و بعد گفتند كه امام فرمودند راه قدس از كربلا می گذرد یعنی شما بپردازید به جنگتان. چكاردارید به لبنان كه نیرو بفرستید به آنجا . راه قدس ازكربلا بگذرد. "

*و اما اصل ماجرا

با پیروزی سپاهیان اسلام در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر، همه حامیان صدام كه او را در حال شكست و سقوط می دیدند، به اتفاق طرحی ریختند تا ایران را از ادامه جنگ و عملیات علیه صدام منحرف كنند.

پس از تهاجم اسرائیل به لبنان كه بهانه آن نیز ترور "شلومو آرگوف " سفیر رژیم صهیونیستی در لندن توسط گروه تروریستی "ابونضال " بود (البته 9 ماه بعد "نایف روزان " سر تیم این گروه تروریستی در دادگاهی در لندن اعتراف كرد كه این عملیات برای نجات رژیم صدام و توجیه حمله اسرائیل به لبنان بوده است)، هدایت كنندگان مستقیم جنگ و مسئولین اصلی آن از جمله حجت الاسلام "علی اكبر هاشمی رفسنجانی "، مهندس "میرحسین موسوی " نخست وزیر، و "محسن رضایی " - كه آن زمان نه دكتر شده بود و نه سردار - در اقدامی كاملا عجولانه و شتابزده، تصمیم گرفتند تا نیروهای ایرانی را به لبنان و سوریه اعزام كنند. گروهی از نظامیان و سیاسیون از جمله "احمد متوسلیان " فرمانده وقت تیپ 27 محمدرسول الله (ص) و شهید "علی صیاد شیرازی " جهت بررسی اوضاع به لبنان رفتند و پس از بازگشت و ارائه گزارشات اولیه، صدها تن از نیروهای رزمنده تیپ محمد رسول الله (ص) سپاه و تیپ تكاوران ذوالفقار ارتش را به سوریه اعزام كردند كه فرماندهی آن نیروها با حاج احمد متوسلیان بود.

مدتی بعد حاج احمد متوسلیان به همراه وزیر امور خارجه وقت "علی اكبر ولایتی " به تهران آمد و گزارشات خود را به سران مملكتی ارائه داد.


هنگامی كه سران مملكتی گزارش های تهیه شده از اوضاع و احوال لبنان و این كه سوریه اجازه تحرك و عملیات نمی دهد، را به امام ارائه دادند، ایشان پس از استماع گزارش‏هاى آنان، با تندى اعلام كرد كه نیروهاى اعزامى به لبنان سریع به ایران بازگردانده شوند. امام این مسئله را گوشزد كرد كه این توطئه‏اى صهیونیستى - بعثى براى متفرق ساختن نیروهاى رزمى و نجات عراق از حملات ایران بود و جبهه ای از تهران تا لبنان مقابلمان گشوده اند و باید به سرعت جلویش گرفته شود.

امام در سخنان عمومی خود در تاریخ 29 خرداد 1361این گونه فرمودند:
"(آمریكا) یك توطئه دیگرى عمیق‏تر اجرا كرده است كه در این توطئه، ماهم یك قدرى بازى خوردیم و آن این است كه یك نكته‏اى كه پیش ما خیلى بزرگ است و ما نسبت به آن حساسیت زیاد داریم، آن غائله را پیش آورد تا این‏كه ملت ما را از آن مطلبى كه در كشور خودش مى‏گذرد و از آن جنگى كه در كشور خودش مى‏گذرد، غافل كند. قضیه‏ هجوم، اسرائیل به لبنان.

آمریكا مى‏دانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسیت داریم و نسبت به اسرائیل هم از آن طرف حساسیت داریم. این دام را آمریكا درست كرد یعنى آن نوكر خودش را فرستاد به این‏كه حمله كند به لبنان و آن همه خسارات وارد كند و آن همه جنایات. و ما مى‏دانیم كه اگر میلیون‏ها جمعیت را از بین ببرند و یك مطلبى براى آمریكا حاصل بشود، و یك نفعى برسد، مى‏گوید همه بروند از بین. این را ما از ابر قدرت‏ها شناخته‏ایم. آنها در فكر این نیستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد این مستمندان و بیچارگان چه مى‏گذرد، آنها دنبال این هستند كه صدام را در این طرف سرجاى خودش نگه دارند و ایران كه در نظر آن‏ها خیلى اهمیتش بیشتر از لبنان و جاهاى دیگرى است، براى آنها محفوظ بماند. "

حال آنچه این جا مهم می نمایاند، گذشته از تحریف این بخش مهم تاریخ انقلاب اسلامی توسط میرحسین موسوی، سعی و تلاشی است كه برای حذف نام و یاد حاج احمد متوسلیان - كه در همان ماموریت در تاریخ 14 تیرماه 1361 در شمال بیروت به همراه "سیدمحسن موسوی " سرپرست سفارت ایران در بیروت و "كاظم اخوان " عكاس و خبرنگار و "تقی رستگار " به اسارت فالانژیست ها مزدوران اسرائیل درآمدند و تا امروز هیچ خبر موثقی از آنان به دست نیامده است - صورت می گیرد.

اولا این كه جلسه ای كه امام "راه قدس از كربلا می گذرد " را مطرح نمودند، بر خلاف ادعای آقای موسوی، هنگامی است كه نیروهای ایرانی در سوریه و لبنان مستقر شده بودند نه قبل از اعزام آنها. یعنی بعد از آن كه آقای موسوی و همفكرانش كار خود را عملی كرده بودند.

دوما آقای موسوی در ذكر خاطره خود، شهید "محمدابراهیم همت " را فرمانده نیروهای اعزامی به لبنان معرفی می كند.


شاید تصور شود كه ایشان دچار اشتباه شده اند.


اولا خاطره ای كه ایشان ذكر كردند آن چیزی نیست كه رخ داده است.


دوما این كه پیش از موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی در كتاب و یادداشت های به اصطلاح روزانه خود - كه كاملا امروز برای دیروز نوشته شده اند و صد البته با در نظر گرفتن همه جوانب احتیاطی و مصلحت اندیشانه! - همین وظیفه را انجام داده است.

آقای رفسنجانی در كتاب "پس از بحران " صفحه 140 خود می نویسد:
"چهارشنبه 26 خرداد 1361
آقای محسن رفیق دوست و آقای ابراهیم همت از لبنان آمده بودند. وضع آنجا را توضیح دادند و گفتند كه به موفقیت نیروهای لبنانی امیدوارند. "
و این در حالی است كه شهید همت آن زمان در سوریه بود و سرپرستی نیروهای اعزامی را برعهده داشت و این فقط حاج احمد متوسلیان بود كه به تهران و نزد مسئولین آمد و گزارش داد
.

*علت چیست؟

1 - حذف كامل نام و یاد و نقش سردار دلیر حاج احمد متوسلیان.


2 - مصادره شهید همت به نفع خود. همسر شهید همت از حامیان میرحسین موسوی است و البته خانواده شهید همت از حامیان دكتر محمود احمدی نژاد.


3 - تبرئه كردن خود و همه كسانی كه مرتكب آن خطای بزرگ شدند و نیروها را عجولانه به لبنان اعزام كردند كه كم ترین ضرر آن برای ما، اسارت چهار عزیزی بود كه تا امروز خانواده هایشان چشم انتظار نشسته اند ولی خبری از آنها باز نیامده است.

و البته ضرر بزرگ تر آن این بود كه در طى این مدت، اسرائیل و عراق به اهداف اولیه خود نائل شدند. اسرائیل وحشیانه تا بیروت پیش‏روى كرد و به قتل و غارت شیعیان و فلسطینیان پرداخت. عراق نیز از فرصت پیش آمده و ركود جبهه‏هاى نبرد بهترین بهره را برد و با استفاده از كارشناسان نظامى شرقى و غربى، دیوار دفاعى عظیم، دژهاى متعدد و موانع مختلف در منطقه شلمچه و در مسیر بصره ایجاد كرد، كه با این تلاش‏ها، عملیات رمضان از جانب ایران را كه در تیر ماه سال 1361ه.ش (ژوئیه 1982م) یك ماه پس از آزادى خرمشهر در منطقه شلمچه انجام شد، با شكست مواجه كرد؛ چرا كه رزمندگان اسلام با موانعى رو به رو شدند كه طى یك ماه گذشته و با سرعت تمام احداث شده بود و این برترین سودى بود كه در اثر حمله‏ اسرائیل به لبنان، نصیب رژیم بعثىِ صدام شد.

4 - پوشاندن این خطا كه آقایان خود سر و قبل از مشورت كامل با امام اقدام به آن كار كرده اند.


5 - تحریف تاریخ درست به شیوه ای كه در كتاب های اخیر و به اصطلاح یادداشت های روزانه شاهد هستیم.


6 - موجه جلوه دادن خود و انداختن مسئولیت ناكامی ها و شكست ها به گردن امام. چون آقای موسوی ذكر نكردند كه این نیروها با اجازه امام اعزام شدند یا نه؟


7 - و متاسفانه، سعی در فرعی، بی ارزش و غیر لازم جلوه دادن حمایت جمهوری اسلامی ایران از انتفاضه فلسطین و مقاومت لبنان؛ و این درست همه آن چیزی است كه جنایتكاران آمریكا - كه وظیفه تامین بمب ها و سلاح سنگین رژیم صهیونیستی را برای قتل عام مظلومان و بی پناهان لبنان و فلسطین برعهده دارد - مدعی است كه ایران برای برقراری ارتباط تنگاتنگ با غرب و بوِیژه آمریكا، باید حمایت عملی خود را از لبنان و فلسطین قطع كند و این چیزی نیست جز تامین امنیت صهیونیست ها برای انجام عملیاتی به مراتب شدیدتر و سنگین تر از آنچه تا كنون رخ داده، برای تصاحب همه خاك فلسطین و محو كامل حزب الله لبنان


 
منبع: خاطرات جبهه
 

2 نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط سيد محسن  | 

طبیعت

سلام

استان اردبیل یکی از زیباترین استانهای کشور است .

اردبیل را همه با هوای سرد و آب گرم های سرعین می شناسند و این مسئله باعث شده  است که توجه به دیگر مناطق طبیعی اردبیل کمتر باشد .

لذا امروز چند تا عکس زیبا از طبیعت اردبیل رو تو این پست قرار می دهم تا لذت ببرید و اگه فرصت شد تو برنامه هاتون سفر به این استان زیبا رو قرار بدهید .

انشاالله در آینده مناطق زیبای اردبیل رو معرفی می کنم.

در یاچه نئور

دره شیروان


2 نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط سيد محسن  | 

یاد خدا

دود، ترافیک،شلوغی، همهمه، ائتلاف،تخریب و ...

این ها واژه های است که هروز می بنیم ، می خونیم ، می نویسیم و تکرار می کنیم ! و باز از نو انگار که این دور پایان نداره و تموم شدنی نیست .

حتی این واژه تا جایی پیش رفته که تمام زندگی روزمره ما رو فرا گرفته و خلاصی از اونها غیر ممکن جلوه میکنه.

منیت و خودخواهی یک بیماری مسری و لاعلاج شده و از ، خودگذشتگی خبری نیست .

خدا تنها در گرفتاری خودشو نشون میده ! و ما تنها در گرفتاری ها به یادش می افتیم .

افسردگی های بروز پیدا کرده که هیچ آنتی بیوتیکی بهش کار ساز نیست!

ارتباطات زیاد شده اما هیچ کدوم دلتنگیهامون از بین نبرده و بلکه تنهای ها رو بیشتر کرده!

خودمونو به کوچه علی چپ زدیم و از هم غافل شدیم .

و هزاران مشکل لاینهل دیگه که هیچ کدوم از روانشناسا حتی از نوع غرب دیدش هم راه حلی براش نداره !

و سوال اینجاست اشکال از کجاست ؟

.

.

.

.

اشکال از خود ماست که دائم نسخه برا این و اون می پیچیم در حالی خودمون در حال احتضاریم .

اشکال از اینه که ما رفتارمون اومانیستی شده و خدا رو فراموش کردیم

یادمون رفته اگه رابطمون رو با خدا درست کنیم خدا خودش بقیه چیز ها رو درست می کنه .

یادمون رفته دلهای ما خونه خداست و نباید اونو به کس دیگه ای اجاره بدیم .

یادمون رفته خدا همه جا هست و حتی از رگ گردن هم به ما نزدیکتر .

و...

پس بیاید با خدا آشتی کنیم و دلمون رو پر از وجود خدا کنیم .

این من نه منم ، اگر منی هست تویی       ور در بر من پیرهنی هست تویی

 در راه غمت نه تن به من ماندونه جان      ورآن که مرا جان و تنی هست تویی

2 نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط سيد محسن  |